بخون و گریه کن

برو به درک

شاخه گلی شکسته تو دسته تو اسیرم

 

اگه نیایی تو پیشم یه وقت دیدی میمیرم

 

محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم

 

محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم

 

دستو پامو گم می کنم

 

وقتی نگام می کنی تو

 

نفس نفس هول می کنم

 

وقتی صدام می کنی تو

 

تو دفتره خاطره هام

 

تو ذهن و تو آرزوهام

 

اسم تو هم شده فراموش

 

 

اسم تو هم شده فراموش

یادم دادی بسوزم... دارم می سوزم...دارم می سوزم

 

اشکه چشامو دیدی بگو به چی رسیدی

 

قسم به بی قراریت مردم از چشم انتظاریت

 

محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم

 

محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم

 

دستو پامو گم می کنم

 

وقتی نگام می کنی تو

 

نفس نفس هول می کنم

 

وقتی صدام می کنی تو

تو دفتره خاطره هام

 

تو ذهن و تو آرزوهام

 

اسم تو هم شده فراموش

 

اسم تو هم شده فراموش

 

می دونی که دوست دارم

 

واسه اینه که دل می سوزونی تو

 

گفتم بهت دوست دارم

 

اما حالا من پشیمونم

 

برو به درک برو به درک برو به درک

 

برو به درک...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/11ساعت 20:28  توسط یه تنهای خسته  |